« ديدگاه مديريت نوين – بنيادگرا
ماركسيست »
طرفداران اين نظريه در اين مورد اتفاق نظر دارند كه مديران آگاهانه و منطقي هستند . ولي منطق مذبور به گونه اي است كه منافع آن را تأمين مي كند باور همگان بر اين است كه مديران پايه تصميمات خود را بر اين اساس مي گذارند كه بتوانند خود را طبقه سرمايه دار نگهدارند و قدرت و منافع خود را حفظ كنند و تصميماتي را كه مديران مي گيرند .
در جهت كارآيي و بهره وري سازماني نيست بلكه در جهت تثبيت ، تقويت و تأكيد مقام، موقعيت و جايگاه خودشان است . بنابراين به كاركنان و اعضاي سازمان كارهاي كوچك و كم اهميت واگذار مي شود . نه از آن جهت كه هدف افزايش بازدهي است بلكه بدان سبب كه براي آنها مهارت زدايي مي كند و مانع از آن مي شود كه كاركنان ادعاي بيشتري به سازمان كنند .
اين ديدگاه با ارزش هاي اصل برابري و مساوات منافات دارد و حقوق مديرعامل يا رييس كل سازمان گاهي تا 200 برابر يك كارمند مي رسد و چنين وضعي باعث مي شود كه اصولاً مسأله مشروعيت منتهي مي شود .
روابط عمومی وارداتی
امروزهتقريباً هيچ سازمان و نهادي نيست كه در آن واحدي (هر چند كوچك)بهنام روابطعمومي فعاليت نكند، اين مقوله در ايران مثل خيلي از چيزهاي وارداتي ديگر آن كارايي را كه در محل ظهور و تولدش دارد، نداشته است و روابطعموميدر ايران، تنها تشابه اسمي با آنچه كه بهاين نام در كشورهاي ديگر وجود دارد، داشته است.
نخستين سازماني كه در ايران صاحب روابطعموميشد، شركت نفت بود زيرا اين شركت در آن زمان تحت مديريت انگليسيها بود و آنان « روابطعمومي » را به تقليد از ادارات كشور خود در شركت نفت تأسيس كردند و در ادارات و سازمانهاي ديگر بعد از شركت نفت واحد روابطعمومي تأسيس شد، اما روابطعموميدر ايران نتوانست آن رسالتها و كاركردهايي كه برايش در بدو تأسيس تعريف شده بود داشته باشد، روابطعمومي علاوه بر اين كه چشم و گوش يك سازمان به حساب مي آيد، بهعنوان يك بازوي مشورتي قوي براي مديريت نيز مطرح ميباشد و اگر درست شناخته شده به طور اصولي به آن پرداخته شود، عنصري اساسي براي به تحقيق پيوستن ارزشها، ايجاد تفاهم متقابل، درك درست از واقعيت، موفقيتهاي شغلي و تحصيلي، رضايت از زندگي و برقراري نظم اجتماعي و صدها هدف ديگر است كه نيل بر آنها به طور دقيق به وجود روابطعمومي مؤثر بستگي دارد، اما در ايران هيچگاه روابطعموميداراي چنين ويژگيهايي نبوده و عليرغم تأسيس دانشكده علوم ارتباطات و تدريس آكادميك روابطعمومي و تلاشهاي چند تن از علاقمندان بهاين رشته باز اين رشته نتوانسته از حالت سكون در آمده، پوياتر شود و هر چند كه از نظر كميرشد قابل ملاحظهاي داشته و توانسته در تشكيلات اداري، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مستقر و فعال شود اما از لحاظ كيفي و اندوختههاي علمي و پژوهشي در فقر مفرط به سر برده است.
روابطعمومي از بدو تأسيس در ايران در خيلي از سازمانها در حد يك پوستر چسبان باقي مانده و اكثراً در سازمانها كارهايي را انجام داده كه ضرورتي براي انجام آنها نداشته است و يا واحدهاي ديگري مثل انجمن اسلامي كاركنان، بسيج، گزينش همزمان آن فعاليتها را انجام دادهاند، حتي در سالهاي اوليه بعد از انقلاب در بعضي از سازمانها روابطعموميبه كلي كنار گذاشته شد و وجودش چندان ضروري به حساب نيامد!
چند سال بعد از انقلاب عدهاي خواستند كه روابطعموميرا از وضعي كه پيدا كرده بود بيرون بياورندو با تأسيس انجمني بهنام انجمن روابطعمومي (به عبارتي احياء كردن آن) حامي روابطعمومي بهعنوان يك علم باشند. مؤسسان اين انجمن از بزرگان روابطعمومي كشور بوده و تصميم گرفتند در قالب يك نهادي روابطعموميها را تغذيه علميداده از حالت سكون و فراموشي در آورند و در ابتداء ادعا داشتند كه بهاين هدف خواهند رسيد.و افسوس که به این نتیجه مطلوب نرسیدند.
ارتباطات برون سازماني روابطعمومي:
از وظايف سنگين روابطعمومي برقراري ارتباطات تفاهم آميز و آشتي جويانه با آحاد جامعه، ارگانها و سازمانها با سازمان متبوعه است. در اين نوع ارتباطات، روابطعمومي سعي ميكند اهداف و رسالتهاي سازمانش را براي جامعه تشريح كند و علايق مورد انتظار سازمان و جامعه را به هم نزديك تر كند و همكاري متقابل و مشاركت آنان را نسبت به هم جلب كنند.
روابطعمومي با ارايه اخبار، اطلاعات، تفسير، تحليل و گزارشها از سازمان خود به جامعه سعي دارد كه حضور فعال سازمان خود را در جامعه به طور مداوم و هميشگي نشان دهد تا جامعه نسبت به آن احساس آشنايي كند.
اين اطلاعات از طريق شبكه “ mis “ يا واحدهاي توليدي داخلي در اختيار روابطعمومي قرار ميگيرد كه ما آنها را برحسب ميزان نفوذ و فراگيري به طور افقي طبقه بندي كردهايم به طوري كه مدل نشان ميدهد، مثلاً تلويزيون از نفوذ كم، ولي وسيع نسبت به معتمدين منتفذ محلي برخوردار است و يا تلويزيون نسبت به نخبگان جامعه از فراگيري بيشتري برخوردار است.
لذا در سمت نفوذ كم، ولي فراگيري زياد تلويزيون، راديو، مطبوعات و رايانهها قرار دارند و وسط اين دو محور اجلاسها، اماكن و بازار مشاهده ميشود، و در سمت مخالف معتمدين محلي با نفوذ و يا نخبگان مشاهده ميشوند. معتمدين با نفوذ و يا نخبگان با افراد كمتري در تماس هستند، لذا از فراگيري كمتري برخوردارند ولي نفوذشان عميق تر و پايدارتر است.
روابطعمومي براي بررسي عملكرد هر يك از رسانهها مورد بحث، روشي را به كار ميگيرد. براي بررسي اثرات راديو، تلويزيون، مطبوعات و رايانهها بهترين ابزار، تحليل محتواي آنهاست تا معلوم شود كه آنها چه خوراكي را به جامعه ميدهند. براي اطلاع از نظريات مطرح شده در سمينارها، كنفرانسها، بازار، مسجد، پارك، ادارات و كوچه و خيابان نظرسنجي مطلوب است و براي اطلاع از نقطه نظرات افراد منتفذ محلي و نخبگان جامعه مصاحبه با آنان كارسازتر است، در عين حال روابطعموميبراي اطلاع از افكار عمومي وظيفه دارد به افكارسنجي مداوم از مردم بپردازد و دادهها را تجزيه و تحليل كند و به صورت اطلاعات در آورد.
ارتباطات درون سازماني روابطعمومي:
اين مدل، ارتباط روابطعمومي در درون سازمان را نشان ميدهد، مديران سازمان در قبال كار و يا فعاليتي كه از كاركنان ميبينند به آنان حقوق يا پاداش پرداخت ميكنند، تبيين روابط حسنه و ايجاد محيطي آكنده از تفاهم و حُس نيت بين مديران و كاركنان به دليل نگرش خاص روابطعمومي تنها از طريق روابطعمومي ممكن است، روابطعمومي با كاركنان از راههاي مختلف از جمله مجله، روزنامه، بروشور و كتاب/ منتشره در داخل سازمان ارتباط برقرار ميكند.
موجوديت يك مجله و انتشار مرتب آن، تنها گوياي اين امر نيست كه سازمان و اهداف آن مبتني بر منطق، عقلايي و قابل تفسير است، بلكه اهميت ويژه آن در اين است كه كاركنان در اقصي نقاط كشور و جهان با وصول مرتب اين نشريه به طور ناخودآگاه يقين مي آورند كه سازمان آنها فعال است. همچنين داشتن راديو و تلويزيون اختصاصي مدار بسته كه كاركنان را به روشنگري بيشتر، وفاداري و ابراز هويت و گرايش به دفاع از مواضع خود و سازمان وا ميدارد، نظام اطلاعات مديران “mis” و يا اينترنت در هر سازماني نيز از جمله سيستمهاي است كه ميتوان از طريق آن با كاركنان ارتباط داشت.
به غير از موارد فوق، روابطعموميبراي برقراري ارتباطات حضوري با كاركنان، به مناسبتهاي مختلف، سمينارها، كنفرانسها، كنگرهها، نشستها، مناسبتها، جشنها و اعياد را برگزار ميكند. جمع كردن كاركنان در جايي به دور از محل كار و دغدغههاي كاري،از جمله روشهاي مؤثر در افزايش روحيه و كارايي است.
همچنين روابطعمومي براي اين كه از آثار فعاليتهاي ارتباطي خود و اثر عملكرد مديران در روحيه كاركنان باخبر باشد به انحاء مختلف اقدام به نظرسنجي از كاركنان ميكند و براي بهبود كار و توجه مديران به نظرات يا كاركنان، آنها را در اختيار مديران قرار ميدهد، البته برخي روابطعموميها اقدام به برقراري صندوق مستقيم با عالي ترين مقام سازمان كردهاند و يا هفتهاي يك روز را براي ارتباط خصوصي كاركنان با مدير واحد اختصاص دادهاند كه با مدنظر داشتن تئوريهاي انگيزشي در مديريت، داراي اثرات مطلوب و كارآمدي است. مديران روابطعمومي و همچنين مديران عالي سازمان بايد به رهبري گروههاي غيررسمي و عنوان بهترين ياري كننده نظام مديريت، بايد توجه ويژهاي كنند

