روابط عمومي از نظر انجمن روابط عمومي:
كاركردهاي روابط عمومي علي رغم حساسيت و حضور لحظه اي چندان شناخته شده نيست . عزيزاني هستند كه روابط عمومي را با يك واحد ارايه دهنده خدمات فرهنگي يا يك واحد تشريفات و مراسم اشتباه مي گيرد ، سخن بر سر اين نيست كه روابط عمومي آن كارها را انجام بده يا ندهد . سخن بر سر اين است كه اگر وظايفي همسو با روابط عمومي و در بستر حركت مشترك به او واگذار مي شود . سبب حذف وظايف و هدف اصلي نشود كه ممكن است تاكنون چنين شده باشد پس با هم اين مطلب مختصر را مرور كنيم تا در مفاهيم مشترك باشيم .
بيش از 500 تعريف از روابط عمومي ارايه شده است اما دو تعريف زير از همه تعاريف جامع تر و شامل تر است و تعريف دوم آخرين تعريفي است كه مورد تائيد مجمع جهاني روابط عمومي قرار گرفته است .
تعريف اول : يكي از اعمال از روي برنامه مديريت است كه به منظور كسب تفاهم ، حفظ و تداوم تفاهم به وسيله ابلاغ اطلاعات به موقع و از روي برنامه با هدف خاص حصول اطمينان از جذب اطلاعات با روش هاي علمي (افكارسنجي) و ارتباطات دوسويه و غيره صورت مي گيرد .
تعريف دوم : روابط عمومي هنر و علم اجتماعي است كه به تحليل تمايلات و خواسته ها ، پيش بيني نتايج آنها ، مشورت با رهبران سازمان و تكميل برنامه هاي طراحي شده اجرايي در راستاي خواسته هاي سازمان و مردم مي پردازد .
جايگاه روابط عمومي با توجه به تعريف اول:
اگر تعريف اول را بپذيريم ، روابط عمومي از اصول مبنايي يك سازمان سرچشمه مي گيرد كه رمز بقا و پيشرفت سازمان شمرده مي شود و آن اصول به اختصار عبارتند از
1. انديشيدن به وظايف و مسئوليت در قبال جامعه و غفلت نكردن از وظيفه اي كه به خاطر آن سازمان ايجاد شده است .
- بايد مدير سازمان از طرق گوناگون با مردم تماس و ارتباط داشته باشد تا بتواند تعامل بين مردم و سازمان را ايجاد كند و براي اين تماس موانع فيزيكي ، موانع ابزاري و موانع تفكري را بايد از ميان بر دارد چرا كه روابط عمومي رافع موانع تفكر است.
- هر سازماني بايد به دنبال راهي باشد كه به جامعه به قبولاند براي خدمت به او به وجود آمده است و اين راه از هر كجا شروع شده باشد از روابط عمومي مي گذارد و به جامعه مي رسد پس روابط عمومي فلسفه مديريت است . اگر تعريف دوم را بپذيريم همان 3 اصل بقاء و دوام سازمان از پايين به بالا مصداق پيدا مي كند پس جايگاه روابط عمومي نزديكترين و بي واسطه ترين جايگاه با سطوح مديريت است .
مديريت راهبردي و روابط عمومي:
مديريت راهبردي عبارت است از فرايندي كه از طريق آن سازمان ها ، محيط هاي داخلي و خارجي خود را شناسايي كرده و درصدد شناخت عميق آنها بر مي آيند . علاوه بر آن مسير راهبردي خود را پايه گذاري كرده و دست به خلق استراتژي هايي مي زنند تا با به كارگيري آنها به اهداف تعيين شده سازمان برسند .
همچنين مديريت راهبردي ، علم و هنر تدوين ، اجرا و ارزيابي تصميم هاي چندگانه اي است كه سازمان را به هدف هاي بلندمدت خود مي رساند . بنابراين نقش و جايگاه مديريت در روابط عمومي به مثابه اعمال مديريت در مديريت است بدين معنا كه از يك طرف موضوع برنامه ريزي مديريت در روابط عمومي مدنظر قرار مي گيرد و از طرف ديگر خود در روابط عمومي و فعاليت هاي آن به عنوان يك وظيفه مديريتي مطرح است . پس مديريت راهبردي در روابط عمومي داراي سه مرحله است :
1. تدوين استراتژي
2. اجراي استراتژي
3. ارزيابي استراتژي
در مرحله تدوين استراتژي براي روابط عمومي لازم است به عوامل زير توجه شود :
الف) شناخت ، تحليل و ارزيابي نقاط قوت روابط عمومي
ب) شناخت ، تحليل و ارزيابي نقاط ضعف روابط عمومي
ج) شناخت ، تحليل و ارزيابي فرصت هاي مهيا شده براي روابط عمومي
د) شناخت ، تحليل و ارزيابي تهديدات خارجي موجود براي روابط عمومي
دومين مرحله در اين رويكرد اجرا است . بنابراين اجراي استراتژي ها ايجاب مي كند كه روابط عمومي سازمان ، هدف هاي سالانه را در نظر بگيرد ، سياست ها را تعيين كند ، در كاركنان نسبت به فعاليت هاي خود انگيزه ايجاد مي كند و منابع را به گونه اي تخصيص دهد كه استراتژي هاي تعيين شده روابط عمومي به اجرا در آيد . اغلب اجراي استراتژي ها را در مرحله عملي مديريت راهبردي مي نامند .
مرحله سوم مديريت استراتژيك ، ارزيابي است . مديران بايد بدانند تصميمات آنها چه زماني كارساز واقع نمي شود . همه استراتژي ها در آينده دستخوش تغييرات مي شوند ، زيرا عوامل درون و برون سازماني به صورت دايم در حال تغيير هستند ، لذا براي ارزيابي استراتژي ها سه فعاليت عمده به شرح زير انجام مي شود :
1. بررسي عوامل درون و برون سازماني كه پايه و اساس استراتژي هاي كنوني قرار گرفته اند .
2. محاسبه عملكردها
3. اقدامات اصلاحي
بنابراين ، تصميم گيري و امكان چاره انديشي منطقي به خصوص در مواقع بحراني و مسايل جدي ، همواره به عنوان يكي از مهارت هاي برتر مديران شمرده مي شود . از اين رو مديراني كه بهترين و عملي ترين تصميم ها را در زمان مناسب مي گيرند و نتيجه مطلوبي از آن به دست مي آورند ، به عنوان افرادي موفق شناخته شده و بهتر خواهند توانست نتايج مثبت خود را آشكار نمايند .
|
روابط عمومی خطوط قرمز و چالشهای پیش رو |
| |
|
یکی از مهمترین چالشهای کنونی نظام خبر و اطلاع رسانی در کشور ما تشخیص مرز شفافیت و خطوط قرمز است، به نحوی که این موضوع به محل چالشی در عرصه رسانه ها، سازمانها و حلقه های واسط یعنی روابط عمومی ها بدل گشته است. هریک از این بخشها به لحاظ ملاحظات ساختاری و ماهیتی از طرفی سعی در پایبندی به جریان آزاد اطلاعات دارند و از سویی رعایت خطوط قرمز و حریم های اطلاع رسانی مد نظر قرار می دهند. اما براستی محدوده خطوط قرمز در کجا قرار دارد؟ چه کسی آن را تعیین می کند؟ چه مبانی یا روشهایی در ترسیم جایگاه آن وجود دارد و چگونه می توان به درستی حریم ها و مرزهای تعیین شده پی برد؟ به طور مشخص در فرایند اطلاع رسانی در سازمانهای دولتی سه عامل اصلی و تاثیرگذار وجود دارد: 1 – مدیر سازمان 2 – روابط عمومی سازمان 3 – مردم یا مخاطبان سازمان (رسانه ها) آنچه به عنوان محل اختلاف و گاه تنش در جریان اطلاع رسانی قرار دارد مرزبندیهایی است که هر یک از این سه برای خود در نظر می گیرند. بنابر واقعیات جاری کشور ما معمولا آنچه از نظر مدیر دستگاه مرز اطلاع رسانی یا خط قرمز است با دیدگاه روابط عمومی آن دستگاه منطبق نمی گردد. مدیران معمول موضع محتاطانه تری در انتشار اخبار، اطلاعات سازمان خود دارند و روابط عمومی ها به دلیل تعهد حرفه ای ، دایره وسیعتری را در خبر رسانی مدنظر قرار می دهند و این اختلاف نظر، گاه به وقوع تنش میان این دو مبدل می گردد. از سویی کشمکش دیگری در نقطه انعکاس اخبار و اطلاعات از روابط عمومی به مخاطب شکل می گیرد. در این بین معمولا انتظارات مخاطب فراتر از خروجی های روابط عمومی است که البته اقناع و مجاب ساختن او با رعایت حد و مرزهای خبری کار ساده ای نیست. با مروری گذرا به کارکرد اطلاع رسانی در دستگاههای دولتی، گرایش به سلایق و دیدگاههای مدیران سازمانها به شکل بارزی در روابط عمومی ها رایج است. این موضوع که در پیکره اغلب سازمانها رواج یافته از فاصله معنی دار روابط عمومی ها با رسالت حرفه ای و تخصصی خود در امر اطلاع رسانی حکایت دارد. آنگاه که سازمان احساس می کند لازم است اطلاعات و اخباری در مورد موضوعی به آگاهی مردم برسد یا آنکه بر اثر فشار افکار عمومی و انتظار عطش آگاهی از جزئیات موضوع ، سازمان را به واکنش وادار می سازد. ماجرای نحوه اطلاع رسانی، مرز و حریم آن آغاز می گردد، در یک سو مدیر سازمان به عنوان پاسخگوی تمامی مسایل و تعهدات سازمان به مسئولین مافوق یا خدمت گیرندگان و در یک سو روابط عمومی سازمان با مسئولیتهای حرفه ای و فشار رسانه ها و افکار عمومی قرار دارد و از طرفی دیگر مخاطب به نمایندگی از او رسانه ها اعم از روزنامه، خبرگزاریها و رادیو و تلویزیون جای دارند. در این رابطه هریک از سه طرف موضوع با در نظر گرفتن جایگاه و وظایف و مسئولیتها حد و مرزی را در اطلاع رسانی یا اطلاع یابی برای خود قائلند که در جای خود قابل توجه و نیازمند بازکاوی است: 1 – خطوط قرمز از نظر مدیرسازمان همانگونه که گذشت مدیر هر دستگاه بنابر حساسیتها و تعهدات سازمانی که گاه با مسایل حساس همانند امور امنیتی و سیاسی کشور مرتبط است به موضوع اطلاع رسانی نگاه متفاوتی دارد و خطوط قرمز نزد اوبسیار پر رنگ تر از مطالبات و تقاضای موجود در یافتن اخبار و اطلاعات است او به دلیل موقعیت حساس خود نگاه محتاطانه تری در شفاف سازی مسایل دارد و معمولا به دلیل در نظر گرفتن برخی ملاحضات و یا آگاه بودن از مسایل پیچیده و محرمانه تمایل کمتری در بازگویی اخبار دارد. به همین سبب مدیران دستگاهها به اقتضای حساسیت نوع فعالیت سازمان همواره با فاصله معناداری از رسانه ها حرکت می کنند و به طور معمول روابط عمومی سازمان را در مقابل فشار افکار عمومی قرار می دهند و پاسخگویی به موضوع را به این بخش احاله می دهند در اینجا چالش و اختلاف نظر مدیر سازمان با روابط عمومی اش آغاز می گردد. مدیر روابط عمومی دستگاه طبعا به دلیل مسئولیتها، تعهدات و نگاه حرفه ای که به حوزه اطلاع رسانی دارد کار سختی را در انجام همزمان مسئولیتهای سازمانی و نقش های حرفه ای خواهد داشت بنحوی که شاید کمتر از عهده هر دو جنبه بخوبی برآید. 2 – خطوط قرمز و حرفه روابط عمومی به قولی معروف، روابط عمومی نزد مخاطبان وکیل مدافع سازمان و نزد مدیران سازمان، مدعی العموم مردم است اما درست همین نقطه محل چالش است. چگونه می توان در بعد اطلاع رسانی این دو را یکجا جمع کرد. به نحوی که با تعیین مرزی هم رسالت حرفه ای روابط عمومی در شفافیت و اطلاع رسانی حفظ شود و هم مدیر دستگاه از افشای برخی اطلاعات سازمان خشمگین نگردد. روابط عمومی ها با اشراف کامل به مسایل و اطلاعات سازمانها در این بین وظیفه حرفه ای خود می دانند که موضوعات مورد نیاز مخاطبان را به طور شفاف تا مرز اقناع به ایشان منعکس و در عین حال حد و مرزها و خطوط قرمز را نیز حفظ کنند، اما آیا می توانند در این کار توفیق کاملی داشته باشند؟ موضوع نارضایتی و دلخوری رسانه ها از اطلاع رسانی ضعیف و ناکافی دستگاهها از کجا نشات می گیرد؟ روابط عمومی ها چگونه باید بین آنچه که مخاطبان را اقناع می کند در برابر حریمی که خود بدان قائلند و یا از آن سخت گیرتر مدیران سازمانها در نظر دارند گزینش درستی صورت دهند؟ در صورت بروز اشتباه آسیب و خسارت متوجه چه کسی خواهد بود؟ پیامد سختگیری در انعکاس اخبار و اطلاعات، بروز پدیده نامیمون منابع غیر رسمی اطلاعات در بدنه سازمانهاست به این علت که رسانه ها برای بدست آوردن جزئیات خبر وقتی از روابط عمومی دستگاه و منابع رسمی نا امید می شوند به سراغ منابع غیر رسمی در درون سازمانها می روند و این امر پیدایش باندهای خبری و اطلاعاتی را در سازمانها موجب می گردد و از طرفی روابط عمومیها را از وجاهت در درون دستگاه خلع نموده به حاشیه می راند. آنچه مسلم است شفافیت در اطلاع رسانی، جزو ذات حرفه روابط عمومی است اما هنگامی که روابط عمومی در جریان ارتباط با مدیر دستگاه مطابق با مشی مورد نظر او حرکت کند، مخاطبان به دلیل قرار گرفتن او در قالب مدیر سازمان به کیفیت اطلاع رسانی او با دیده تردید خواهند نگریست و آن را غیر شفاف و مبهم خواهند دانست و در صورت ناهماهنگی با مشی مدیر دستگاه بین این دو اصطحکاک به وجود خواهد آمد و این تنش ادامه خواهد داشت تا جایی که یکی از این دو عرصه را به نفع دیگری خالی کند که تجربه نشان داده در این گیرو دار نهایتا روابط عمومی ها به لحاظ موضع ضعیف تر قربانی سلیقه و دیدگاه مدیران سازمانها می شوند و به جای شفاف سازی توجیه گر رفتار و عملکرد سازمان خود می شنوند. 3 – خطوط قرمز و مخاطب گرچه مخاطب نهایی سازمانها در اطلاع رسانی اقشار مختلف مردمند اما رسانه ها اعم از خبرگزاریها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون به عنوان نماینده افکار عمومی در کسب اخبار نوک پیکان مطالبات مردم هستند.روی دیگر اختلاف و درگیری روابط عمومی ها زمان انعکاس اخبار به این مخاطبان است آنجایی که نمایندگان رسانه ها برای تهیه اخبار روزانه خود دائما عملکرد فعالیت دستگاهها و سازمانهای مختلف مرتبط با مسایل اقتصادی، سیاسی و ... را زیر نظر دارند و مرتب با سازمانها و روابط عمومی ها در ارتباط و تعامل هستند، به لحاظ ماهیت و ذات حرفه رسانه ای و لزوم اقناع مخاطبان خود و ایجاد جاذبه، مشتاق کسب اخبار و اطلاعات عریان و شفاف با تمام جوانب و زوایای آن هستند تا بتوانند ضمن انعکاس اصل موضوع، تحلیل جامع و جذابی از آن تهیه کنند، در این بین اختلاف و چالش به شکل دیگری نمایان می شود نخست این که رسانه ها از روابط عمومی انتظار دارند جزئیات کاملی از مسایل مورد نظر منعکس کند، حال آن که روابط عمومی که خود پیش از آن برسر نحوه انعکاس خبر مرحله ای سختی را گذرانیده در روی دیگر، با نمایندگان افکار عمومی به شکل دیگری دچار تعارض و بحث و چانه زنی خواهد شد بدین سبب روابط عمومی در این چرخه از سویی به دلیل مواجهه با دو دیدکاه متفاوت در تعیین خط و مرز خبر رسانی دچار مساله خواهد شد. 1 – دیدگاهی که انعکاس خبر را در حد قطره چکانی و محتاطانه کافی می داند. 2 – دیدگاهی که اطلاعات را در عریان و شفاف می خواهد. سخن آخر امروزه سازمانها و دستگاههای دولتی کشور، ناگزیر از تطبیق شیوه های خبررسانی خود با روشهای نوین هستند فلدا حل چالشهایی از قبیل تعیین مرزبندیهای خبری اطلاع رسانی و از همه مهمتر شفاف سازی عملکرد خود برای اقناع افکار عمومی و هم جهت ساختن آنها با برنامه ها و استراتژیهای کلی کشور امری ضروری است بنابر این به حداقل رسانیدن تنش ها و اختلاف، در محدوده اطلاع رسانی و رسیدن به نقطه تفاهم در مرزبندیها و خطوط قرمز با حفظ اصل شفافیت و رعایت شان حرفه ای تریبونهای سازمانها یعنی روابط عمومی ها لازم به نظر می رسد. | ||
|
روابط عمومی ها و بحران کمبود متخصص ارتباطات این کار ساده ای نیست و از یک گروه محدود و غیر حرفه ای نمی توان توقع داشت که این کار مهم را با موفقیت مورد انتظار انجام دهند، اما راه کار عملی این است که با تعیین کارشناسان با تجربه، فعالیت های شاخص روابط عمومی را احصاء و سپس فعالیت های قابل واگذاری را مشخص و در مورد واگذاری آن به سازمان ها و موسسات تخصصی ارتباطی و تبلیغاتی اقدام نمود . سپس با تعیین فرد مسئول برای هر یک از طرح ها با نظارت دقیق و مستمر، عملیات اجرایی و برنامه های ارتباطی را تا حصول نتیجه هدایت کرد و برای اصلاح مداوم این برنامه ها به روش های علمی میزان تاثیرگذاری آنها را سنجید و به طور مستمر نقاط ضعف را کاهش داد. برای مثال انتشار نشریه، تولید فیلم و سایر فعالیت های مشابه روابط عمومی یک سازمان را می توان با استفاده از خدمات موسسات بخش خصوصی تامین کرد. همین طور تحقیقات میدانی و سایر فعالیت ها را می توان به شرکت های حرفه ای خارج از سازمان واگذار کرد. از طرف دیگر با وجود محدودیت هایی که روابط عمومی در زمینه کارشناسان ورزیده و افراد صاحب نظر در زمینه ارتباطات و تبلیغات دارند نمی توانند این افراد را استخدام کنند. اما با اعمال سیاست می توانند با برنامه ریزی مناسب از توانمندی بخش خصوصی به صورت موثر بهره مند شوند. یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی ها این است که درگیر کارهای جاری و روزمره می شوند و در برنامه ریزی های کلان و ارائه طرح های استراتژیک در بخش ارتباطات و تبلیغات فعالیت قابل توجهی ندارند. برای رفع این اشکال می توان از گروه های مشاور در حوزه ارتباطات متشکل از متخصصان ، استادان و افراد صاحب نظر استفاده نمود تا با یک نگاه متفاوت روابط عمومی را در مسیر صحیح و در راستای اهداف تعیین شده هدایت کنند. عمده ترین مشکل روابط عمومی در ایران این است که برنامه ها اغلب بر اساس نگرش های سنتی طراحی و اجرا می شود که باید در این امر تجدید نظر اساسی صورت گیرد. در شرایط فعلی که اطلاع رسانی در روابط عمومی ها اغلب به روال معمول و بدون استفاده از ابزار و امکانات پیشرفته صورت می گیرد، مخاطبین محدودی را پوشش می دهد برای رفع این محدودیت جذب نیروی انسانی مستعد و کارآفرین و استفاده از ابزارهای پیشرفته مانند اینترنت و اینترانت این مشکل را تا حدودی حل خواهد نمود. متاسفانه اکثر روابط عمومی ها با کمبود کارشناس متخصص در علوم ارتباطات مواجه هستند و مشکل دیگر نیز عدم شناخت مدیران ارشد بعضی سازمان ها از تاثیرات مهم و موثر اطلاع رسانی در جلب مشارکت مردم می باشد که این امر نیز مستلزم آموزش های مرتبط به منظور تغییر نگرش در حوزه ارتباطات فردی و سازمانی می باشد |
اساسنامه انجمن روابط عمومي ايران
فصل اول : كليات
ماده 1 هدف : با توجه به اهميت نقش ارتباطات اجتماعي در جهان امروز انجمن روابط عمومي ايران با هدف شناساندن نقش روابط عمومي و مردم و تلاش د رجهت توسعه روش هاي علمي و اجرايي در چهارچوب اهداف نظام و قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران تشكيل مي گردد .
ماده 2 : انجمن روابط عمومي ايران كه از اين پس در اين اساسنامه انجمن ناميده مي شود يك انجمن اجتماعي ، فرهنگي و تحقيقاتي تخصصي است .
ماده 3 : انجمن مؤسسه اي است غيرانتفاعي و منابع آن از طريق حق عضويت ، هدايا و كمك ها تأمين شده و از تاريخ ثبت داراي شخصيت حقوقي خواهد بود و رييس هيئت مديره آن نماينده قانوني انجمن مي باشد .
ماده 4 : مركز انجمن در بدو تأسيس در تهران خيابان كارگر شمالي جنب پارك لاله ، موزه هنرهاي معاصر است كه با پيشنهاد هيئت مديره انجمن و تصويب كميسيون ماده 10 قانون احزاب مي تواند در ساير شهرها شعبه يا دفتر تأسيس نمايد .
ماده 5 : انجمن از تاريخ اين اساسنامه براي مدت نامحدود تشكيل مي شود .
فصل دوم : اركان انجمن
ماده 6 : اركان انجمن عبارت از مجمع عمومي ، هيأت مديره بازرس ، كميته ها و دبيرخانه .
ماده 7 : مجمع عمومي با شركت اعضاي پيوسته انجمن تشكيل مي شود .
ماده 8 : مجمع عمومي بر دو نوع است : عادي (سالانه) و فوق العاده .
الف) مجمع عمومي عادي هر سال يك بار در سه ماهه اول هر سال تشكيل مي شود .
ب) مجمع عمومي فوق العاده در مواقع ضروري با تصويب و دعوت هيأت مديره و يا با تقاضاي كتبي يك سوم اعضاي پيوسته و به دعوت هيأت مديره تشكيل مي گردد .
ماده 9 : جلسات مجمع عمومي عادي و فوق العاده (به استثناي مورد مذكور در ماده 30) با حضور حداقل نصف به اضافه يك عضو پيوسته تشكيل مي گردد . براي اتخاذ تصميم (به استثناي مورد مذكور در ماده 33) رأي موافق اكثريت نسبي عده حاضر ضرورت دارد .
تبصره 1 : در صورتي كه در جلسه مجمع علمي اكثريت حاصل نشود هيأت مديره براي بار دوم اقدام به دعوت خواهد كرد و جلسه مجمع با تعداد اعضاي حاضر رسميت خواهد يافت . تاريخ دعوت مجدد نبايد زودتر از 21 روز و بيش از 30 روز از اولين دعوت باشد .
تبصره 2 : جلسه مجمع عمومي ابتدا به رياست مسن ترين عضو حاضر در مجمع تشكيل شده و بلافاصله اقدام به انتخاب يك نفر دبير براي اداره جلسه خواهد كرد .
ماده 10 : وظايف مجمع عمومي عادي به قرار زيراست .
الف) استماع گزارش سالانه فعاليت هاي انجام يافته انجمن و بررسي اقدامات هيئت مديره
ب) تصويب ترازنامه و بودجه انجمن
ج) تعيين خط مشي كلي انجمن
د) انتخاب اعضاي هيئت مديره و بازرس
ه) رسيدگي به پيشنهادهاي اعضاء
و) انجام ساير اموري كه طبق مقررات اساسنامه و آيين نامه هاي اجرايي به عهده مجمع عمومي گذاشته شده است .
ماده 11 : وظايف مجمع عمومي فوق العاده به قرار زير است :
الف) تغيير اساسنامه
ب) كليه اموري كه در صلاحيت مجمع عمومي عادي است
ماده 12 : هيئت مديره مركب از 7 نفر است كه سه سال يك بار در جلسه مجمع عمومي با رأي مخفي از ميان اعضاي پيوسته انتخاب خواهد شد .
تبصره 1 : در جلسات مجمع عمومي علاوه بر 7 نفر اعضاي هيأت مديره ، براي انتخاب 3 نفر اعضاي علي البدل نيز به طور جداگانه اخذ رأي خواهد شد و د غياب اعضاي اصلي ، اعضاي جانشين به ترتيب تقدم آراء مي توانند در جلسات هيأت مديره شركت كنند (در صورت تساوي آرا ، به حكم قرعه عمل خواهد شد) .
تبصره 2 : حضور اعضاي علي البدل در جلسات هيأت مديره با عنوان ناظر يا مشاور بدون حق رأي بلامانع است .
ماده 13 : هيأت مديره در نخستين جلسه از ميان اعضاي خود يك نفر رييس يك نفر نايب رييس ، يك نفر خزانه دار ، يك نفر دبير و يك نفر مسئول كميته ها با اكثريت آرا انتخاب خواهد كرد .
تبصره 1 : رييس هيأت مديره ضمناً عنوان رييس انجمن را خواهد داشت .
تبصره 2 : هيچ يك از اعضاي نمي تواند بيش از دو دوره به طور متوالي به رياست هيأت مديره برگزيده شود .
ماده 14 : رييس هيأت مديره بالاترين مقام اجرايي انجمن و مسئول اجرايي تصميمات مجامع عمومي و هيئت مديره مي باشد .
ماده 15 : جلسه هيأت مديره با حضور حداقل 5 نفر رسميت يافته و تصميمات با اكثريت چهار نفر معتبر خواهد بود .
تبصره : هيأت مديره مكلف است حداقل هر ماه يك بار تشكيل جلسه دهد .
ماده 16 : چنانچه هر يك از اعضاي هيأت مديره كه سه جلسه متوالي و يا پنج جلسه متناوب بدون عذر موجد در جلسات هيأت مديره شركت نكند مستعفي شناخته مي شود .
ماده 17 : هيأت مديره موظف است براي تشكيل مجامع عمومي (عادي و فوق العاده) از طريق ارسال دعوتنامه با وسايل مقتضي و در صورت لزوم با درج آگهي در روزنامه هاي كثيرالانتشار موضوع تشكيل مجمع و دستور جلسه را به اطلاع اعضاي انجمن برساند به طوري كه در هر حال از تاريخ ارسال دعوتنامه تا تشكيل مجمع حداقل 21 روز فاصله باشد .
ماده 18 : هرگاه طبق تبصره يك ماده 9 تشكيل مجمع عمومي فوق العاده لازم باشد هيأت مديره مكلف است ظرف يك هفته طبق ماده 17 اقدام به دعوت اعضاء نمايد .
ماده 19 : اسناد و اوراق بهادار و افتتاح حساب جاري و معاملات بانكي و هرگونه اسناد و نوشته هايي كه متضمن هر نوع تعهد مالي باشد با امضاي خزانه دار و رييس انجمن معتبر خواهد بود .
ماده 20 : كليه درآمدها و هزينه هاي انجمن در دفاتر قانوني ثبت و شرح آن در پايان سال مالي به كميسيون ماده 10 قانون احزاب ارسال خواهد شد .
ماده 21 : وظايف هيأت مديره به قرار زير است :
الف) اجراي مفاد اساسنامه و مصوبات مجمع عمومي
ب) اتخاذ تصميمات در مورد امور مالي انجمن
ج) تعيين شرايط استخدامي كاركنان انجمن و تعيين ميزان حقوق و مزايا و حقالزحمه آنان
د) اخذ اعتبار ، قبول هدايا ، دريافت حق عضويت و تأمين منابع مالي انجمن
ه) اخذ تصميم در مورد افتتاح حساب بانك ها
و) تأسيس باشگاه و مراكز اجتماع اعضاي انجمن و تشكيل جلسات سخنراني ، كنفرانس ها و سمينارهاي مربوطه
ز) دعوت مجمع عمومي طبق مقررات اساسنامه
ح) تهيه گزارش سالانه و طرازنامه جهت تقديم آنها به مجمع عمومي
ط) اقامه دعوي از طرف انجمن و جوابگويي به دعاوي اشخاص حقيقي و حقوقي عليه انجمن در كليه مراجع
ي) تهيه و تدوين آيين نامه هاي اجرايي اساسنامه انجمن و ساير مقرراتي كه جهت نيل به هدف هاي انجمن لازم است .
ك) نظارت بر فعاليت هاي كميته ها
ل) انتخاب و معرفي نمايندگان انجمن به مجامع بين المللي
ماده 22 : مجمع عمومي يك نفر بازرس اصلي و يك نفر بازرس علي البدل به منظور بررسي و نظارت بر امور انجمن و ارايه گزارش به مجمع به مدت يك سال انتخاب مي نمايد .
ماده 23 (كميته ها) : انجمن داراي كميته هايي به شرح زير خواهد بود كه مسئولان هر يك در اولين فرصت از ميان اعضاي پيوسته انجمن به وسيله هيأت مديره انتخاب خواهند شد .
1. كميته روابط عمومي
- كميته روزنامه نگاري
- كميته عكاسي و فيلمبرداري خبري
- كميته تبليغات و انتشارات
- كميته راديو و تلويزيون
- كميته عضويت و ارزشيابي
- كميته آموزش و تحقيق
- كميته رفاه و تعاون
تبصره : هيأت مديره مي تواند در صورت لزوم كميته هاي جديدي نيز تشكيل داده و يا تغييراتي در كميته ها به وجود آورد .
ماده 24 : هيأت مديره آيين نامه مربوط به تشكيلات و نحوه فعاليت هاي هر يك از كميته ها را تصويب خواهد كرد .
ماده 25 دبيرخانه : انجمن داراي دبيرخانه اي است كه زير نظر و با مسئوليت دبير انجمن اداره مي شود .
ماده 26 وظايف دبير انجمن :
الف) اداره دبيرخانه انجمن
ب) جمع آوري و تمركز صورت جلسات آراي هر يك از اركان انجمن
ج) ثبت نام اعضاي انجمن با توجه به شرايط و مقررات مندرج در اساسنامه و آيين نامه هاي مربوط
د) انجام امور مكاتباتي ارجاعي اركان مختلف انجمن
ه) انجام امور محوله از طرف هيأت مديره
فصل سوم – وظايف و فعاليت ها
ماده 27 : به منظور نيل به هدف هاي آمده در ماده 1 اين اساسنامه ، انجمن اقدامات و فعاليت هاي زير را به عمل خواهد آورد :
الف) ايجاد و تحكيم روابط اجتماعي – تحقيقاتي و آموزشي و تبادل نظر بين متخصصان و سازمان هايي كه فعاليت هاي آنها به نحوي با هدف هاي انجمن ارتباط دارد .
ب) كوشش در افزودن دانش و اطلاعات متخصصان و صاحبنظران كشور و آشنا ساختن آنان با تازه ترين پيشرفت هاي مربوط به رشته هاي علوم ارتباطات اجتماعي و هنري از قبيل روابط عمومي ، روزنامه نگاري ، ارتباطات انساني ، راديو ، تلويزيون و گرافيك و طراحي .
ج) همكاري با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به ويژه دبيرخانه شوراي هماهنگي تبليغات دولت .
د) همكاري با وزارت فرهنگ و آموزش عالي و دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در جهت اهداف انجمن
ه) ايجاد روابط علمي و فرهنگي با مجامع بين المللي علوم ارتباطات اجتماعي مشابه در ساير كشورها
و) همكاري با سازمان هاي دولتي و خصوصي در جهت گسترش علوم ارتباطات اجتماعي و كمك به حل مسايل مربوط به آن
ز) برگزاري سمينارها و كنفرانس هاي علمي ، آموزشي و تخصصي در داخل و خارج از كشور
ح) تشكيل كلاس ها و دوره هاي تخصصي در سطوح مختلف
ط) جمع آوري اطلاعات و مدارك علمي و انتشار نشريات حاوي پيشرفت هاي علمي و تحقيقاتي در رشته هاي مربوط به علوم ارتباطات اجتماعي و همكاري با سازمان هاي دولتي و خصوصي در مورد تأليف ، ترجمه و نشر مجلات و كتب مربوط به اين رشته
ي) اعزام هيأت هاي كارشناسي به خارج از كشور در موارد ضروري .
فصل چهارم : عضويت
ماده 28 : عضويت در انجمن بر دو نوع است :
الف) عضويت پيوسته شامل اشخاصي است كه معتقد به نظام جمهوري اسلامي ايران بوده و داراي لااقل يكي از شرايط زير باشند :
1. ليسانس رشته ها و گرايش هاي علوم ارتباطات اجتماعي
2. دانشجويان علوم ارتباطات اجتماعي كه 70 واحد درسي گذارنده باشند
3. سابقه دو سال تصدي پست مديريت اداره ، دفتر ، واحد روابط عمومي
4. گذراندن دوره هاي آموزش علوم ارتباطات اجتماعي معادل كارداني از مؤسسات معتبر رسمي
ب) عضويت افتخاري شامل افرادي كه به پيشبرد اهداف انجمن علاقمند بوده و كمك هاي مؤثر و ارزنده اي نموده باشند .
فصل پنجم : امور متفرقه
ماده 29 : انجمن با تصويب مجمع عمومي و مقامات ذيصلاح مي تواند به هر گروه داخلي و يا بين المللي كه هدفشان مشابه اهداف انجمن است ملحق شود .
ماده 30 : انحلال انجمن با رأي موافق دوسوم كليه اعضاي پيوسته انجمن صورت خواهد گرفت مجمع عمومي كه رأي به انحلال انجمن مي دهد در همان جلسه مدير يا مديران تصميم را معين خواهد كرد .
ماده 31 : در صورتي انحلال اموال انجمن اعم از منقول و غيرمنقول به وسيله مدير يا مديران تصفيه به يكي از مؤسسات آموزشي يا تحقيقاتي كشور واگذار خواهد شد .
ماده 32 : هرگونه تغيري در مفاد اساسنامه با اكثريت دوسوم اعضاي مجمع عمومي صورت خواهد گرفت .
ماده 33 : هرگونه تغييري در متن اساسنامه يا كادر هيأت مديره پس از تصويب مجمع عمومي و تأييد كميسيون ماده 10 قانون احزاب معتبر خواهد بود .
ماده 34 : اين اساسنامه در 34 ماده و 8 تبصره به تصويب اولين مجمع عمومي انجمن در تاريخ 27/02/1370 رسيد .
آيين نامه كميته هاي انجمن روابط عمومي ايران
هيدت مديره انجمن روابط عمومي ايران به استناد بند (س) ماده 21 و مفاد 23 اساسنامه در جلسه مورخ 29/06/1371 آيين نامه كميته هاي انجمن را در سه فصل به شرح زير تصويب كرد .
فصل اول : اهداف و وظايف كميته ها
1- در كميته عضويت و ارزشيابي :